تبليغاتX
·¯´¯`·.›صباعاشقتم دوستت دارم‹.·´¯`¯

·¯´¯`·.›صباعاشقتم دوستت دارم‹.·´¯`¯

·.,¸¸,.·´¯´¯`·.›عشق من عاشقم باش‹.·´¯`¯`·.,¸¸,.·

   
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

خودمو گول می زدم

                                       

خودمو گول می زدم توی دورنگی می مــونی ...

نمی خواستم ببینم دله سنگــــی .....

میدیدم داشتی یواش یواش می رفتـــی .....

اما خواستم خوش باشی توی زرنگـــی .......

هی می گفتم دل خوشه فردا می مونـــم .......

واسه خوندن تو بودی تنها بهونـــم ......

هی میگفتم به خودم همش خیاله همه این حرفا یه شوخیه می دونـــم .....

تو چشات برقی نبود مثله گذشته ......

تازه فهمیدم از این حرفا گذشته .......

من همونیم که بودم تو دیگه عوض شــدی .....

من همونیم که بودم تو دیگه عوض شـــدی .......

                                       ……

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

آهنگ جدید و بسیار زیبا از " احسان غیبی به همراه بی باک " با نام بیا کنارم

 

آهنگ جدید و بسیار زیبا از " احسان غیبی به همراه بی باک " با نام بیا کنارم

" این آهنگ یکی از جدید ترین و زیبا ترین آهنگهای سبک R&B است امیدوارم که خوشتون بیاد "

 

                     

موزيك ويدئو :

13.6 MB

بي باك - بي تو هيچم

آهنگ :

MP3 - 128 Kbps

بي باك - بي تو هيچم

نظر فراموش نشه  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

اهنگ جدید

اینم آهنگ بسیار زیبای اون سی دی رو بشکن با صدای یاس ( یاسر ) و آمین  (R&B )

                      این آهنگ تقدیم شده به خانم زهرا امیر ابراهیمی

                    

                                                    اولین بار در وبلاگ من

                

                                                          دانلود آهنگ  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

فلش

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

پرسش

در زندگی بشری پرسش های فراوانی مطرح است که به نظر ساده می رسند اما در واقع پرسش ها يي اساسی اند که می توانند روند زندگی انسان را دستخوش تغييراتی اساسی کنند. امروز تصميم گرفته ايم به طرح و پاسخ شانزده پرسش اساسی زندگی امروز بشری بپردازيم. اطمينان داشته باشيد پس از مطالعه اين شانزده پرسش دريچه های نوينی بر زندگی شما گشوده خواهد شد.

 

 

چرا روی آدرس اينترنت به جای يک W ، سه تا W می گذارند؟

- چون کار از محکم کاری عيب نمی کند .

چرا مار نمی تواند به مسافرت برود ؟

- چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد .

برای قطع جريان برق چه بايد کرد ؟

- بايد قبض آن را پرداخت نکرد .

آخرين دندانی که در دهان ديده می شود چه نام دارد ؟

- دندان مصنوعی

چطور می شود چهار نفر زير يک چتر بايستند و خيس نشوند ؟

- وقتی هوا آفتابی باشد اين کار را انجام می دهند.

اگر سر پرگار گيج برود چه می کشد ؟

- بيضی !

اگر کسی قلبش ايستاده بود چه می کنيد ؟

- برايش صندلی می گذاريم .

چرا لک لک موقع خواب يک پايش را بالا می گيرد ؟

- چون اگر هر دو را بالا بگيرد ، می افتد !

چرا دود از دودکش بالا می رود ؟

- چون ظاهرا چاره ديگری ندارد .

چرا دو  دوتا می شود پنج تا ؟

- چون علم پيشرفت کرده !

فرق باتری با جرج بوش چيست ؟

- باتری اقلا يک قطب مثبت دارد ولی جرج بوش هيچ چيز مثبتی ندلرد .

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست ؟

- طلاق .

ناف يعنی چه؟

- ناف نمره صفری است که طبيعت به شکم بی هنر داده است .

خط وسط قرص برای چيست ؟

- برای اينکه اگر با آب نرفت پايين با پيچ گوشتی بره .

اگر يه نقطه آبی روی ديوار ديديد که حرکت می کند چيست ؟

- مورچه ای که شلوار لی پوشيده !

چرا فيل از سوراخ سوزن رد نمی شود ؟

- برای اينکه ته دمش گره داره

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

مجتبی عزيز

مجتبی عزيز

مصيبت وارده را به شما و خانواده محترمتان تسليت می گويم ،

منم تو غم خودتون شريک بدونيد

                

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 7:57 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

تو مي ري

                                     

تو مي ري

ومن فقط نگاهت ميكنم

تعجب نكن كه چرا گريه نمي كنم

بي تو،يك عمر براي گريستن فرصت دارم

امّا براي تماشاي تو ،همين يك لحظه باقي است

و شايد همين يك لحظه اجازه ءزيستن در چشمان تو را داشته باشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

دلم کسی را می خواهد

        

                                     دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد ...

       شانه هایش را برای گریستن وسینه اش را برای نهادن سرم و

            چشمانش را برای خالی نمودن غم هایم می خواهم . دلم کسی را

           می خواهد که مرا با هرانچه هستم دوست بدارد .

            با تمام خوبی ها و بدی هایم . با تمام مهربانی ها و نا مهربانی هایم .

               دلم کسی را می خواهد که افتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه دهد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

Dost Daram Saba

                 

عشق مانند نواختن پیانو است. ابتدا باید قوانین آن را بیاموزی, سپس باید قوانین را فراموش کنی و با قلبت بنوازی

Love is like playing the piano. First you must learn to play by the rules, than you must forget the rules and play from your heart

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

گل همیشه نازم

   

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

((مثنوی زیبا از حافظ))

  

ددلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد              یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

یا بخت من طریق مروت فرو گذاشت           یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع       او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

گفتم:( مگر به گریه دلش مهربان کنم)          در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد

دل را اگرچه بالش غم شکسته شد             سودای خام عاشقی از سر بدر نکرد

هر کس که دید روی تو بوسید چشم من        کاری که کرد دیده ما بی نظر نکرد 

                                                                                ((مثنوی زیبا از حافظ))

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 


اگه يکي رو ديدي که وقتي داري رد مي شي برميگرده و نگات ميکنه،
بدون براش مهمي.
اگه يکي رو ديدي که وقتي داري ميفتي برميگرده وباعجله ميادبه سمتت،
بدون براش عزيزي.
اگه يکي رو ديدي که وقتي داري مي خندي برميگرده و نگات ميکنه،
بدون واسش قشنگي.
اگه يکي رو ديدي که وقتي داري گريه ميکني برميگرده و مياد باهات اشک ميريزه، بدون دوست داره.
اگه يکي رو ديدي که وقتي داري بايکي ديگه حرف مي زني،ترکت ميکنه،
بدون عاشقته.

                                          

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 2:15 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

عاشقتم صبا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

انواع عشق

                                       انواع عشق         

       

        

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

گاهی اوقات دلم می خواد

  

گاهی اوقات دلم می خواد یه نیروی خاصی داشتم. .یه چیزی مثل نامرئی شدن، یا اینکه بتونم هر جا که دلم میخواست توی یه لحظه برم.

آهنگ سیاوش میبرتم به او عالم. گریه کن، گریه قشنگ .....بغض داره خفم میکنه، اما گریه نمیکنم صدای اذان میاد !

خدایا! خدایا ، خیلی دوست دارم .  نمیدونم چرا با تمام این اتفاقها هنوز امیدم رو به تو از دست ندادم.

دلم میخواد لباسام رو بپوشم و بزنم بیرون اما پنجره رو که باز می کنم دود همه جا رو گرفته ترجیح می دم توی خونه نفس بکشم . تو چهار دیواری خودم . تو قفسی که خودم برای خودم ساختم .  دلم میخواد بالا بیارم ، همه چیز رو ....همه چیز رو.

بغضم میشکنه، همراه اون غرورم،  میرم طرف شیر آب،  وضو میگیرم تا اشکام تو خیسی صورتم گم بشه .وقتی سجاده رو پهن میکنم بوی خدا رو حس میکنم  .

       و خدایی که همین نزدیکیست !

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

شاملو و سهراب و فروغ و اخوان ثالث

و اما عشق...!!!

و خانه های عاشقانه!!!

               

قلب های سرخ،گل رز،قطرات ریز و درشت اشک و خون،پرستو و شمع و ... از اسباب لازم این گونه وبلاگ هاست.اغلب یا در عشق شکست خوردن یا در فراغ یار به سر مس برند.این حرفه سن شروع خاصی ندارد،به تازگی از ۱۱ سالگی هم به این کار روی می آورند.!!

تصاویری از دختر گریان تنها در یک روز پاییزی کنار شمعی خاموش و پسر دل شکسته ی خسته تا دلتان بخواهد در این نوع وبلاگ ها به چشم می خورد.معمولا تا بگویید سیاست،می گویند اهلش نیستیم وآنرا دروغ می پندارند.تنهایی را دوست دارند.با ترانه های نازیبای چاووشی ها! دل دل می کنند.گاهی هم از شاملو و سهراب و فروغ و اخوان ثالث می نویسند تا بگویند آنان را هم می شناسند..!!

اما شاملو ،هرگز شب سرد اخوان ثالث را گلستانه ی سهراب نپنداشت..!!

و من هنوز فروغ را باور می کنم 

                                      و اعتقاد دارم "این خانه سیاه است".

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

نمی دونم

نمی دونم، نگاه منه که انقدر بی معنا شده؟! یا قلب دیگرانه که سنگی شده؟؟؟!!....

نمی دونم حضور منه که کمرنگ شده ؟ یا خاطرات گذشته انقدر پر رنگ..؟؟؟

نمی دونم حرفای منه که می رنجونه یا آسمون چشمای دیگران انقدر تیره و ابریه؟!

 نمی دونم خواب منه که انقدر سبک شده؟

یا فکر بقیه آرومم نمی ذاره؟؟

 نمی دونم باید واسه بودن خودم خوشحال باشم یا واسه نبودن تو غمگین؟!

نمی دونم....

 واقعا نمی دونم...؟!

هیچ کودومو.....

اما فقط یه چیزو خوب می دونم...!

.....، حتی اگر بدونمم هیچ فرقی نمی کنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

توي قلب من تويي

توي قلب من تويي اينو هيچ كس نميدونه

از دوتا چشم سيات اينو هيچكس نميخونه

دل خستم شب و روز هي سراغ از تو ميگيره

اگه تركم بكني ديگه از غصه ميميره

تا صبح از عشق تو بيدار منم

عاشق لحظه ي ديدار منم

اگه صد بارم برام ناز بكني ناز چشماتو خريدار منم

حالا اين ور دنيا تكو تنها نشستي

واسه دستاي سردم نيست گرمي دستي

هر شب تا سپيده خوابت رو ميبينم

شايد كه بيايي چشم برات بشينم

تا بيايي پر بزني دوباره پرواز بكني

واسه اين قلب شكسته عشقو اغاز بكني

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

به قلبت ياد بده كه نشكنه

         

هيچكس نميتونه به قلبش ياد بده كه نشكنه ولي حداقل ميتونه يادش بده كه وقتي شكست لبه تيزش دست اونيو كه شكستتش

            

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 5:43 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

تو را دوست داشتن سخته

                  

                 به افتخار عشق تو

                         میگم که بازنده منم

                    

   تو را دوست داشتن سخته اما آسونش می کنم چون تو را دوست دارم .میخوام باهات زندگی   کنم .زندگیموبه پای می ریزم چون تو را از زندگیم بیشتر دوست دارم ومی خوام با تو باشم تو    را میخوام برا همیشه چون میخوام با تو بمیرم .   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 5:49 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

از دست روزگار خسته شدم

                   

                  

       خدایا اینقدر از دست روزگار خسته شدم که هر روز مرگ خود را جشن می گیرم .

                          دنیا طوری شده که عکس شدم قاب قبولم نمی کند .

                        خدایا ! از این دنیای نا مرد که وجود ندارد خلاصم کن .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 5:41 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

گفته بودی

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

                                                    آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نرود تا که زدستم نرود

                                                    ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی

              

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 6:21 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

دفترخاطراتمو، وا میکنم به یاد تو

دفترخاطراتمو، وا میکنم به یاد تو
درمیارم ازآلبومم عکسای یادگاریتو
عکساتو هی می بوسمو ، زل می زنم به دفترم
عشق تو مونده در دلو ، فکر تو مونده درسرم
من هنوزم دوستت دارم

زنجیرقفل یاد تو ، ازدل من وا نمی شه
طفلکی قلب عاشقم ، فکرته هر جا همیشه
بعد تو روزگار من ، خیلی به سختی میگذره
فکرنکن عاشقت یه روز ، عشق تو ازیاد می بره

من هنوزم دوستت دارم
کاش خونه قلبمو باز ، بیای چراغونی کنی
کاش تو حصار زندگیت ، بازمنو زندونی کنی
کاشکی بیای مثل قدیم ، دست تو دستام بذاری
قول بدی این بار که بیای ، باز نری تنهام بذاری
من هنوزم دوستت دارم
من هنوزم دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

تو را دوست دارم به خاطرعشق

    

                   تو را دوست دارم نه به خاطر چشمای زیبایت

                   تو را دوست دارم نه به خاطرنگاه معصومانت

                   تو را دوست دارم نه به خاطرصدای دل نوازت

              تو را دوست دارم نه به خاطرزیبایی زیادی در وجودت

          بلکه تو را دوست دارم بخاطر خاطراتی که با تو بودن دارم

                        و شخصیتی که با تو بودن پیدا کردم

                تو را دوست دارم به خاطرتکانی که در دلم داری

              تو را دوست دارم به خاطراینکه در گوشه دلم جا داری

                 تو را دوست دارم به خاطروفایی که به من داری

              تو را دوست دارم به خاطرعشق پاکی که به من داری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 5:30 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

قبرستان عشق

         

شب داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم

 

گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا

 

چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني

 

اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که

 

مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده

 

بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ

 

افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي

 

برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي

 

بو که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 5:0 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

فروغ فرخزاد

 

دنیا پر است از آدمهایی که در حالیکه تو را میبوسند

در ذهنشان طناب دار تو را میباففند !!!

( فروغ فرخزاد )

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 4:56 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

عشق رو گرفته تفرقه

عشق رو گرفته تفرقه               
سفر ميره بي بدرقه

تكليف روياهام چي شد
دست تو بود بي دغدغه

عاشقي اما نداره
جنون كه حاشا نداره

از همشون عاشق ترم                        
اين ديگه دعوا نداره   

ساده نميشه تو رو داشت
بايد پيشت ستاره كاشت

ماهو بايد از آسمون
رو طاق چشمون تو گذاشت

من از تو دل نمي كنم
عاشق ترينشون منم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

جواني

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

 غلط است هر که گوید:دل به دل راه دارد

دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

 

 خدایا هرکه با من آشنا شد

نمی دانم چرا زود بی وفا شد

نمی دانم از اول بی وفا بود

یا که نازش را کشیدم بی وفا شد

در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد
در قفس ماندم ولي صياد ازادم نکرد
اتش عشقت چنان از زندگي سيرم کرد
ارزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد
 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 5:5 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  | 

یک نظر

                              یک نظر بر آب کردم ابر باریدن گرفت

  یک نظر بر يار کردم یار نالیدن گرفت

  تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست

  خاک بر فرقش نشیند آنکه یار از من گرفت

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 4:57 قبل از ظهر  توسط .ارسلان.  |